القاضي سعيد القمي
22
شرح الاربعين
نامه 2 ( پاسخ فيض به قاضى ) نامهء شريف قرة العين الحبيب في اللّه ميرزا محمد سعيد - فتح اللّه عين قلبه بنور البصيرة - رسيد وبعد از اطلاع بر مضمون آن مسرتى دست داد ومسائتى روى نمود . اما سبب مسرت اشتمال آن بر تيقّظ وآگاهى آن برادر روحاني وتأسف ايشان بر فوت وقت وضياع سرمايهاى كه به صرافت ( ؟ ) آن افتادهاند وداعيهء وصول به كمال كه در ايشان پديد آمده ودرد طلب وشوق كه روى نموده - زاده الله شوقا وتعطشا اليه - چه اين دردى است كه سرمايهء همه درمانهاست وقفلى است كه مفتاح كنوز سعادت دلها وروانهاست . غمى است كه به دعا بايد خواست ودردى است كه به دوا تحصيل بايد نمود . كفر كافر را ودين ديندار را * ذرهاى دردت دل عطار را در ازمنهء سابق أصحاب اين درد بسيار بودهاند وطبيب آن كمياب ، ودر اين اعصار صاحب آن كمياب است وطبيب آن مفقود . دواى درد عاشق را مگر يابم نشان از كس * در اين بازار در دكان هر عطار مىگردم نيامد بر منش رحمي طبيب عشق را هرچند * در اين بازار عطاران من بيمار مىگردم اما سبب مسائت وقوع ايشان در بيدارى حيرت نظار كه به سبب تصادم شكوك وتعارض ادلّه مىباشد ، چه اين حيرتى است مذموم وخلقي است نامحمود ، وإليه أشار الحلاج بقوله : من رامه بالعقل مسترشدا * أسرحه في حيرة يلهو وشاب بالتلبيس أسراره * يقول في حيرته هل هو وحيرت محمود حيرت أولو الأبصار است كه از توالى تجليات وتتالى بارقات در مشاهدهء كبرياء وعجائب ربوبيت حاصل مىشود وإليه أشار من قال : « ربّ زدني تحيرا فيك » ومن قال : قد تحيرت فيك خذ بيدي * يا دليلا لمن تحيّر فيك در تو حيرانم وأوصاف ومعاني كه تراست * واندر آن كس كه ترا بيند وحيران تو هست